دلنوشته

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

دلنوشته

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

خواب

 

 

 

اگر خواب‌فروشی وجود داشت،

هر شب خواب تو را از او میخریدم، و تا صبح در خواب، چشم از تو بر

نمیداشتم.

کم نیست اینکه روحم باز بتواند جایی، به تماشای چشم‌های زیبای تو بنشیند …

کوچه بهار


قرارمان فصل شکفتن، بعد از باران، زیر درخت یاس قدیمی، آنجا که کوچه‌هایش را بهار نامیدند، و میانه‌ی راهش اردیبهشت بود، و یک دنیا شعر.

قرار من و تو، فصل عشق، کوچه بهار …

 

پرنده مهربون

یاکریم دیدید؟

نزدیکش که میشن، تا احساس خطر نکنه پرواز نمیکنه.

خنگ نیست.مهربونه

فکر می‌کنه همه مثل خودشن و قصد ندارن بهش آسیب بزنن.

 یاکریم‌های زندگی‌تون رو اذیت نکنید. خنگ نیستن، اما خیلی اذیت‌شون کنید، میپرن میرن

به نام خالق عشق

سلام 

حقیقت کلمات

همیشه مقداری حقیقت پشت جمله‌ی" شوخی کردم”،

یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم”،

و اندکی دلتنگی پشت "اشکالی نداره " هست …